اینبار به زبان شاملو برایت مینویسم..." خدای کوچک من "خدای کوچک دنیای دخترانه ام :خدای کوچک عاشقانه هایم...خدای کوچک بلند پروازی هایم...خدای کوچک رویاهایم...سلام نمیدانم آنجا که تو هستی همچو منی کنارت
برچسب:
نویسنده: بهراد نوری
من تمام عشقم را...
تمام عشقت را....
در عصرگاه پاییزی...
میان آغوشت....
درحصار بازوان مردانه ات...
زیر هرم نفس هایت....
به یادگار رها کردم.
""" infinity"""
پ.ن:...............................![]()
17ابان96
برچسب:
نویسنده: بهراد نوری
.
.
.
.
.
این شهر خسته را به شما میسپارمش..!!!
پ.ن:
اینو وقتی تصمیم گرفتم واسه همیشه از این شهر برم نوشتم...حدود 4 ماه پیش...قصدم همیشه رفتن بود....وایه همیشه....اما نشد....
فهمیدم من آدمش نیستم...
نشد...
نتونستم...
من ادم اینجام....این شهر...این خیابون....این خاطره ها هم برای من هستن چه بخوام چه نخوام...
برای فراموشی رفتن کار مسخره ایه....
مسخره....
برچسب:
نویسنده: بهراد نوری
برچسب:
نویسنده: بهراد نوری

برای همه ی ما
همه ی روزها فراموش میشوند
به جز همان یک روز
که نشانی اش را
به هیچکس نگفته ایم...
.
.
.
.
.
![]()
برچسب:
نویسنده: بهراد نوری